تبليغاتX
پاتوق فوق العاده ها
.
.

شكفتن شكوفه‏ ها، سرسبزي طبيعت، باران رحمت الهي، سرزندگي و نشاط كودكان، اميد مردمان به زندگي بهتر در سال آينده و سالهاي آينده، آرزوي زندگي در فضاي آكنده از برادري  صميميت و صلح پيام نوروز و خصلت بهار است.

نوروز جشني به درازي تاريخ تمدن بشري است. اين تاريخ نيست که نوروز را روايت مي کند بلکه نوروز است که تاريخ را در دامان خويش پرورده است. نوروز اين ايراني ترين جشن ايرانيان در پيش است آمده است تا غبار کهنگي و ماندگي به جاي مانده از سرما و زمستان را از چهره ها بزدايد و شکوفه لبخند را بر لبها و نهال اميد را در دل ها بارور سازد. انتظار نوروز بس خوشايندتراز خود اوست.

نوروز نماد هويت ملت ايران است و در پيوند يافتن با دين اسلام و مذهب تشييع همچنان پس از گذشت 1400 سال حضور سرافراز اسلام در ايران اين نماد ملي همچنان باقي مانده است" نوروز داستان زيبايي است که در آن طبيعت ، احساس و جامعه هر سه دست اندر کارند. نوروز... از آن رو هست که يک قرار داد مصنوعي اجتماعي و يا يک جشن تحميلي سياسي نيست، جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن و سرشار از هيجان هر آغاز.

نوروز اين قابليت را دارد که روز نو، روزيِ نو، سال نو و انساني نو ايجاد کند. نوروز پيوند ما با گذشته وريشه هاي ماست " نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست، نياز ضروري جامعه، خوراک حياتي يک ملت نيز هست...

.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/20ساعت 15  توسط مریم همتی  | 
.
.
.
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

دلم صد بار می‌گوید که چشم از فتنه بر هم نه
دگر ره دیده می‌افتد بر آن بالای فتانم

تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
و گر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم

رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم

به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم

فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه می‌پرسی که روز وصل حیرانم

شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم

دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم
.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 11  توسط مریم همتی  | 
.
.
.

عجب رازی است در دنیای چشمانت ، هزاران حرف در ژرفای چشمانت ، مرا فانوس

توفانی کشانیده است ، به اعماق شب و دریای چشمانت ، پر از یک التهاب تازه می گردم ،

میان راه ناپیدای چشمانت

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 22  توسط مریم همتی  | 
.
.
.

با تو هستم

 

اگر روزی حصار تن شکستی

 

من اینجا با تو هستم

 

اگر روزی تو پیوندی گسستی

 

من اینجا با تو هستم

 

اگر در خاطرت من را ندیدی

 

درون لحظه هایت با تو هستم

 

بدون من کجا خواهی تو رفتن ؟

 

من اینجا ، در کنارت ، با تو هستم

 

نمی بینی مرا در گرد راهت

 

ولی ای بهترین ها با تو هستم

.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت 19  توسط مریم همتی  | 
.
.
.

        امشب شب بخشايش و انعام و عطاست          امشب شب آن است كه همراز خداست

             چون پاره سنگی عاشقم          به گنجشکی هراسان                   و هر بار ...         

         

              نومید برمی گردم به خاک        برمی گردم به خویش        جدا شده ای از نخ نگاهم   

                      

                    چون بادکنک ماه           از تو دورم  دور  دور  ...

 

شب قدر ، آن شب فرخنده ، كه قرآن فرود آمده است ، آن شب كه از هزار ماه بهتر است ، آن شب ،

كه فرشتگان فرود مي‌آيند، و روح (جبرئيل) نيز فرود مي‌آيد، آن شب ، كه فرمان‌ها و تقديرها را به

زمين مي‌آورند، و بر طبق حكمت بر مي‌نهند، و معين مي‌دارند . آن شب ، كه تا سپيده دمان، همه

آنات و لحظات آن، درود است و سلام ، رحمت است و سلامتی ، ايمني است و فرخندگي.

التماس دعا از تمامی عزیزان

.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/08ساعت 14  توسط مریم همتی  | 
.
.
.

بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه
فیها طویلا "

صــدف دیـن خـدا را دُر یـکدانه توئی

                                   قدمی رنجه نما صاحب این خانه توئی

 

دگر بار نیمه شعبان، خجسته میلاد مولایمان حضرت مهدي (عج)  فرارسیده و باز دستهای خالی و

 

چشم امیدمان به آستان پر مهر و عطوفت آن یار مهربان است.

 

.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/06ساعت 12  توسط مریم همتی  | 
.