تبليغاتX
پاتوق فوق العاده ها
.
.
 

راستش خجالت کشیدم بین این همه پست قشنگ چی بنویسم فقط میگم

آقای شریف یا همون حپه گنده خودمون 

 تولدتون مبارک

 

                       

                               براتون آرزوی بهترین بهترینها رو دارم

 

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 10  توسط سپیده نادری  | 
.
.
.
 

خداي من: تو بخشنده اي و من بنده گناهكار و آيا كسي بر بنده گناهكار رحم مي كند جز خداي بخشنده؟


خدايا نمي دانم چي شده كه مانند سابق تو شبهاي احيا دلم نشكست و اشكم جاري نشد.شايد به خاطر جذابيت اينجاست كه داره مرا از تو دور مي كند. واقعا در مانده شدم.

خدايا :شايد مرا از درگاه لطفت رانده اي و يا اينكه ديدي من حق بندگيت را خوب به جا نمي آورم بدين سبب بر من غضب فرمودي
شايد هم ديدي شكر گزاري نعمتهايت را درست نكردم مرا محرومم كردي .


يا شايد دوست نداري دعايم را بشنوي و مرا از درگاهت رانده اي.يا شايد به خاطر بي شرم و حياييم مجازاتم مي كني.

خدايا لطف و كرمت بالاتر از اين حرفهاست كه بندگان مقصرت را به كيفر برساني.

اي خدا: من همان كسي هستم كه نه در خلوت از تو شرم كردم و نه در جمعيت مراقب اعمالم بودم.

من همان كسي هستم كه وقتي خبر شاد كننده گناهي به او دادند سريع به سويش شتافتم.

خدايا: من آن كسي هستم كه مهلتم دادي توبه كنم ولي باز توبه شكستم و با اين كه گناهم را پوشاندي شرم و حيا نكردم.به ستاري و پرده پوشيت مغرور شدم به طوري كه فراموشت كردم.

خدايا مرا بر گريه به حال خودم ياري كن كه سخت عمرم را به آرزوهاي باطل از دست دادم.

پس اي خداي مهربانم:بيا و بين من و گناهانم كه مانع نزديكي و طاعت تو مي شود جدايي بيندازد.

 

                                                                                                  سپیده نادری

 

 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/10ساعت 15  توسط سپیده نادری  | 
.
.
.
 

ای باغ آرزوهايم!

مرا ببخش که آداب نجوا نمی دانم. مرا ببخش كه در پرده خيالم رشته كلمات،سر رشته خود را از كف

داده اند و نه اين رشته را سر مي‌تابند و نه سر رشته را مي‌يابند.

عمري است كه اشكهايم را در كوزه حسرتها انباشته ام و انتظار جمعه‌اي را مي‌كشم كه جويبار ظهورت

از پشت كوههاي غيبت سرازير شود تا آن كوزه و آن حسرتها را به دريا بريزم و سبكبار تن خسته ام را در

زلال آن بشويم اي همه آرزوهايم در اين آشفته بازار دنيا تنها اجابتي كه انتظارش را مي كشم جماعت

ناله هاست و تنها آرزويي كه منت پذير آنم خاموشي هر صدايي جز اذان يا مهدي است.

من اگر مشتی گناه و شقاوتم دلم را چه می کنی؟

با چشمانم که یک دریا گریسته است چه می کنی؟

با سینه ام که شرحه شرحه فراق است چه خواهی کرد؟

با ندبه های من که در هر صبح غیبت از آسمان دلتنگیهایم فرود آمده اند چگونه خواهی ساخت؟

 

      گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر                   آن مهر بر كه افكنم و آن دل كجا برم؟

 

                 

 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 11  توسط سپیده نادری  | 
.