تبليغاتX
پاتوق فوق العاده ها
.
.

يك خودشيفتگي  گروهي!

صداي ما را از جيم  (پاتوق فوق العاده ها) مي شنويد

در يكي از روزهاي بهاري در حالي كه  دانشجوها جزوه هاي رفقا را براي ميان ترم كپي مي كردند و ما زندگي مان را ميكرديم  بزرگترين تصميم قرن گرفته شد. راه اندازي يك وبلاگ  گروهي نسل سومي  پيوند دهنده ي  راديو جواني ها چهل چراغي ها و غيره...يك جايي پر از چيزاي فوق العاده ...

اولش ساکنان جیم چند نفر بودند!

سر اسم گذاشتن روي وبلاگ مان بارها نظر خواهی کردیم (جيم خالي – هفت نشونهنشريه فوق العاده) تا اينكه مدير وبلاگ در يك حركت...(بابا كوتاه بيا) نامش را پاتوق فوق العاده ها گذاشت البته با نظرسنجي ميداني كامنتي از مغزهاي متفكر بازم جای شکرش باقی روی آدرس وبلاگ(jeem) اختلافی نبود مثل الان. آخه ناسلامتی بیشتر اعضا نویسنده ی جیم روزنامه ی خراسان بودند (روزگاری) تا دلت هم بخواهد اعضا اكتيو و كانون ذوق و ايده های نشكفته حامي مان  بودند و آنگاه كه چشم و گوش شيطان كور و كر بود هراز گاهي يكي از بچه ها وبلاگ گروهي مون رو بروز مي كرد تقریبا همین موقع ها بود که قرار فوق العاده نوشته شد!

نظردون پست هامان هم اي ...تقريبا چيزي كمتر از 20 يا 30 درصدي كه مي آمدند به وبلاگ نگاهي به نظرات ميكردند .

ياس فلسفي

چند ماهي كه گذشت همگي دچار ياس شديم  قرار شد استراتژي مان را عوض كنيم و قد يه ذره هم شده از ايده هاي خوب و نوشته هامان كه براي هفته نامه چهل چراغ يا راديو يا روزنامه خراسان و همشهري ميبريم اينجا بگذاريم  اين شد كه ديگر كسي ننوشت و پستي بنام خودش ايجاد نكرد. جواب همه انگار چيزي نبود جز احساس خود كم بيني...

اين شد كه باز هم آقاي مدير وبلاگ (بابا همین شریف دیگه)  آمد تا  همه را نصيحت كند كه مغرور نشويم و كوتاه بيايم مجبور شد به ما روحيه بدهد و خود كم بيني مان را به خود خيلي بيني تغيير  دهد!

انگاري اينجا هميشه يك نفر هست كه خيلي روحيه دارد!

بزرگان ديگري به جمع مان اضافه شدند و كنارمان آمدند از طنز پرداز ها و خبرساز ها و نويسنده ها و...

اين شد كه  دوباره صعود سراغ جيم مان آمد انگيزه ها بيشتر شد. سر در وبلاگ گروهي  در معرفي پاتوق مان هم  نوشتيم : جيم مثل يك جوان قبراق ميخواهد به خيلي  جاها كه خيلي ها نرفتند و سرك نكشيدند و نرسيدند برسد.

نميه شعبان۸۶ يك جشن مجازي بنام پيداي پنهان گرفتيم و از همه بلاگر هاي چهل چراغي و راديويي و غيره... دعوت كرديم كنارمان باشند و آمدند در عوض خيلي ها رفتند و جا زدند ...!

جمعه هاي بي نظير

بعضي وقت ها (نظر شخصي)وقتي قرار باشد براي جيم بنويسي بايد فاتحه ي جمعه هايت را بخواني برود پي كارش . بعضي ها همان اول صبح جمعه همان وقت كه اهالي برنامه ساز هفت شنبه راديو جوان (واي يادش بخير) هنوز پايشان به  ساختمان شهداي راديو  نرسيده بود مي آمدند و فرت و فرت نظر مي دادند و پست هايشان را ثبت ميكردند.

البته لازم به ذكر است كه هنوز كاواج (كميته ي آمار و ارقام جيم) كشف نكرده كه  دقيقا چند تا و چرا بيشتر پست ها جمعه  نوشته  شدند

هرچند سر كاواج شلوغ است و به چيزهاي ديگري هم  فكر ميكنند مثلا چرا روز ملي دختران هيچ پست دخترانه اي ايجاد نشد و یا...

و حالا جيم ما  40 عضو ثابت و 41 عضو متحرك! دارد و كلي آدم هاي با كلاس!و كلي محتواي سر خود!

از همين تريبون به عنوان يك جيمي تحولات تازه و يك سالگي وبلاگ گروهي محبوبتان را تبريك ميگويم لطفا مراتب جيغ و فرياد وسوت و كف در ميان شادي انبوه جمعيت جيمي ها را پذيرا باشيد.

و بعنوان يك عدد مدير و مسئول  متعهد و متعصب مجبورم (تاكيد مي كنم مجبورم!) به رسالت سنگيني كه بر دوشم گذاشته ام و گذاشته اند عمل كنم و هيچ كس نمي تواند من را بازدارد در اين راه حتي اگر قرار باشد... حال به قول نظير شنبه: خواه پند گير خواه ملال... 

                                               

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 20  توسط رسول شریف  | 
.