خداحافظ پائیز سلام زمستان...

نشونه اول: آي  بلاگفايي ها تولد وبلاگ تون مبارك:

                                                                    

آذر ماه آخرین فصل پائیز تولد بلاگفا بود طبق نظر سنجي و آمار هاي موجود بلاگفا محبوب ترين سرويس بلاگ فارسي زبان شناخته شده كه با پشتيباني بيشتر از1000000 كاربر بزرگترين جامعه بزرگ كاربران فارسي امسال وارد چهارمين سال تولد خودش شد.

 

نشونه دوم: تولد همه هفت نشونه اي ها جيمي ها راديويي ها: بخصوص مريم همتي كه از همراهان و هفت نشونه اي هاي قديمي مونه مبارك...آدرس وبلاگ>>  ورود به دهکده ی ارتباطات

 

 

نشونه سوم: تولد جيم مبارك:: خيلي ها مي دونند ولي هستند كساني كه نمي دونند جيم كيه چيه اصلا چرا اسم وبگاه ماست البته با كمي دست كاري ديگه...

                                  

لازم مي دونيم كامل خود جيم و جيم ها رو + ربط شون با من و ما به عرض همگان برسانيم تا اين همگان بدانند كه ما كي هستيم.

جيم مثل چي؟ مثل جابلقا حتما مي پرسي جابلقا ديگه چيه ؟ جابلقا يه شهر افسانه ايه در شرق دور كه ما اهالي اون هستيم وداريم از اونجا واست مي نويسيم و...جيم مثل جامدادي جيم مثل جوراب جيم مثل جكوزي جيم مثل جزوه كه ممكنه به خيلي ها بدي اما دست آخر بر مي گرده دست خودت جيم مثل جعبه جيم مثل جن كه همه اش دوست داري در موردش چيز جديد بشنوي جيم مثل جغجغه جيم مثل جيغ جيم مثل جهيزيه جيم مثل جانماز كه ميشه قد يه روزنامه جا گرفتش و پهنش كه مي كني و دو ركعت نماز روش مي خوني دلت ميشه قد يه دريا.جيم مثل جسور جيم مثل جارو جيم مثل جهنم كه ممكنه بسوزونه ات...

صبر كن ببينم !؟ مگه تو جوون نيستي مگه ما جوون نيستيم اصلا جيم مثل جوان جيم اول جوونيه جيم اول خيلي چيزاست منتهاش جيم اول راهه

خلاصه اينكه اين همون جيمه كه مناسب احوال توست لااقل داره سعي ميكنه كه همين بشه كافيه بياي سراغش توي جيم اينقدر جا هست كه همه جوون هاي ايروني جا بشند بيا تو دم در بده!...

حالا كه با معناي جيم آشنا شدي بزار بگم كه وسط سومين روزنامه ي قديم كشور يعني خراسان 59 ساله كه توي همه كيوسك هاي روزنامه فروشي كشور مي توني پيداش كني هر آخر هفته چاپ ميشه يه ويژه نامه بزرگ و جسور با يه زبون آشنا براي همه پارازيتي ها..

آخه همه راديو جواني ها حداقل يه بار با روزنامه خراسان بعنوان همكار و همراه آشنا هستند و..

ربطش با اين وبگاه هم شايد از نويسنده گي رسول شريف تقريبا توي اولين شماره هاش و بعدم همراهي بروبچه هاي جيم از اين وبگاه باشه يادش بخير...

 

خلاصه اينكه اينجا جا واسه همه هست بفرما دم در بده...

 

نشونه چهارم:  این نشونه با شما.  کسی هست روز خوب دیگه ای رو بدونه که ما ندونیم؟

 

راستی: یلدا و عید قربان همه گی هم پیش پیش مبارک...

                   

 

دوست داري با كلاس بشي ؟
دوست داري با كلاس بشي ؟
 
اگر شما ذاتا" انسان با كلاسي هستيد كه هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده كنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي كلاس گذاشتن استفاده كنيد فقط كافيست جواب هاي زير را با اندكي قيافه موجّه بيان كنيد
 
اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير كرده و شما ان را باند پيچي كرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تكان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش
bug
 
اگر صورت شما بر اثر جوشكاري زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : از اسكي آخر هفته نمي تونم بگذرم
cool
 
اگر به خاطر تك چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف كرديم
whew!
 
اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان كنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوري شد
coffee
 
اگر بر اثر ضربه ي چكش ناخن شما شكسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير كرده
raised eyebrow
 
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن كوپني زير چشم شما كبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد
feeling beat up
 
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود كنيد: "كه خواهرتان از هلند شكلات زيادي اورده است
rolling eyes
 
اگر ميني بوس شما در جاده خاكي چپ كرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : "الكي مي گن زانتيا ايربگ داره
hee hee
 
اگر كف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد
at wits' end - New!
 
اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون كشيدم
angel

اىىىىى خاك و چوك !! ببينم شما اينقدر بيكلاس بيدي كه همه اينو خوندي ؟

7 نشونه های آذر ماهی حپه گنده

 

 و حالا ...

نشونه اول: وقت همه گی بخیر عمرتون دراز  کوچه هاش بی نشیب و فراز پنجره ی دلتون رو به حیاط دلنواز الاهی از خلق خدا باشید بی نیاز منو  دعا کنید در پیشگاه حکیم بنده نواز تقدیم...

 

نشونه دوم: یه لطف کنید هر کی راجع به عکس های زیر چیزی  می دونه واسم روشن کامنت کنه

نشونه سوم: فضای ۲۵ گیگایی وبگاه هفت نشونه و... هم در راهه فعلا باچند تاش سر می کنیم به همین مناسبت بخش گالری عکس و آپلود رو به این صورت آماده کردیم(منوی بود ونبود) عقب نباشیم یه سر بزنید بچه ها...

................................................

نشونه چهارم: وبلاگهای::

  غزل ناب جوانی(الهه آرانیان)  با تیتر : وقتي ديگران مشغول سريال‌هاي شبانه بودند

  رادیو جوان (فریناز)  با تیتر: مرحوم حاتمی

و دور برگردون(مهدی صالح پور) با تیتر : mp3                                 

 بروز هستند توصیه می کنم باقی دوستان هم یه سرکی بکشن و نظرشون رو ثبت کنند واسه من که جالب بود...

................................................

نشونه پنجم:یه سوال؟شما تا حالا به چند نفر وبگاه گروهی خودتون هفت نشونه رو معرفی کردید

................................................

نشونه ششم: بخاطر همه لطفی که ۷ آذر بهم داشتین بی نهایت ممنونم در ضمن وبلاگ شخصی خودم بنام قرارم آرزوست منتظر همه شماست ...

................................................

نشونه هفتم: راستی دوشنبه  ۱۰ تا ۱۱:۳۰جیمی ها یه جشن بزرگ دارن حداقل پارازیت رو از شبکه جوان حتما گوش کنید.

 

اخه چطور بگم دوستت دارم رفیق

حپه قند باید بهت تولد ۲۳ سالگیت رو تبریک بگم و از ته قلبم برات ارزوی موفقیت سربلندی

و...............................

میکنم

حپه قندم یادت نره که محبت های دوستانت رو در رسیدن به اهدافت فراموش نکنی اقاهه

و امید به اینکه تولد ۲۰۰ سالگیت رو بهت تبریک بگیم

البته اگه زنده باشم

امضا بهزاد

 

تولدتون مبارک

 

راستش خجالت کشیدم بین این همه پست قشنگ چی بنویسم فقط میگم

آقای شریف یا همون حپه گنده خودمون 

 تولدتون مبارک

 

                       

                               براتون آرزوی بهترین بهترینها رو دارم

 

*×JUBILATION×××BIRTHDAY ×*

ســــــــلام

این پست از طرف تمام بچه های اینجا تقدیم..

میخوایم روز تولد کسی رو جشن بگیریم که باعث شد تا ما اینجا از هم خیلی چیزها یاد بگیریم ....تا اینجا بشنویم و شنیده بشیم ....تا بـا هــم بـاشـیـم بـرای همـیـشـه!

    

                                        روز 7آذر تا همیشه برای 7 نشونه قشنگه

                               

پس حالا  1 ،  2 ، 3  :

 

* آقا رسول تولدت مبارک *

 

 به 7 زبان مختلف تولدتون مبارک:

 

Spanish     :  Feliz Cumplea–os

French        : Joyeux Anniversaire

German :       Alles Gute zum Geburtstag

Italian :           Buon Compleanno

Japanese :   Otanjou-bi Omedetou Gozaimasu

Arabic :          Eid milaad saeed

Turkish :       Dogum gunun kutlu olsun

 

                                             ورود به 23 سالگی

چه لحظۀ قشنگیه فوت کردن شمع ها و آرزوکردن...

ما هم بهترین ها رو براتون آرزو میکنیم.

امیدواریم شما هم از اون دسته آدمهایی باشید که هر روز از اومدن خودشون شادن و فقط به روز تولد بسنده نمی کنند.

 دادن هدایای واقعی، به عهدۀ هفت نشونه ای های همشهری (مشهدی)...

اینجا مجازیش رو تقدیم میکنیم:                                                                    

بیچاره این کیک کوچولو که باید بین این همه افراد تقسیم بشه...

راستی میوه این جشن هم سفارشیه       ....   فقط انارهای سرخ  و ملس

                                           

دوستان، با بذل نظراتتان مهمان شويد

برگی نو

عجب رازی است در دنیای چشمانت ، هزاران حرف در ژرفای چشمانت ، مرا فانوس

توفانی کشانیده است ، به اعماق شب و دریای چشمانت ، پر از یک التهاب تازه می گردم ،

میان راه ناپیدای چشمانت

تولدتون مبارک

امانت خدابرزمین مانده بود.ادمیان می گذشتندبی هیچ باری برشانه هایشان.

خداپیامبری فرستادتابه یادشان اورد قول نخستین وبیعت اولین را.

پیامبرگفت:ای ادمیان.ای ادمیان این امانت ازان شماست.بردوشش کشید.

این همان است که زمین واسمان راتوان بردوش کشیدنش نیست.

پس به یاداوریدانسان راودشواری اش را.

اماکسی به یادنیاورد.

پیامبرگفت:عشق است.عشق است.عشق است که برزمین مانده است.

مجال اندک است وفرصت کوتاه.

شتاب کنیدوگرنه فرصت عاشقی می گذرد.اماکسی به عشق نیندیشید.

پیامبرگفت:انچه نامش زندگی است نه خیال است ونه بازی.امتحان است.

وتنهاپاسخ به ازمون زندگی زیستن است.زیستن!

اماکسی ازمون زندگی راپاسخ نگفت.

ودراین میان کودکی که تازه پابه جهان گذشته بودبالبخندی پیامبرراپاسخ گفت.

زیراپیمانش راباخدابه یادمی اورد.

ان گاه خداگفت:به پاس لبخندکودکی جهان راادامه می دهیم!

                          (عرفان نظراهاری)

انقدرلیلی عزیزقشنگ نوشته بودکه دوست نداشتم دیگه من بنویسم امادیدم واقعابی انصافیه تبریک نگم همچین روزی روبه کسی که خیلی چیزهابهم یادداده وخیلی خوبی هاروبهم بخشیده!

اقای شریف میخواستم توی  اخرین ساعتهایی که به متولدشدنتون مونده ازتون تشکرکنم که باعث شدین من بایه همچین ادم هایی اشنابشم که تک تکشون درنوع خودشون بی نظیرن!

ویه تشکرخیلی خیلی زیادبکنم ازخودتون که خیلی چیزهاتوی این مدت ازتون یادگرفتم.

وامیدوارم بزرگترین هدیه روازافریدگارمون بگیرین وکاری جزدعاکردن ازدستم برنمیادپس امیدوارم بپذیرینش!

                                       تولدتون هزاران هزاربارمبارک

5 نشونه از بیکارالسلطنه

اینجانب لیدا آریانی معروف به بیکار السلطنه تقدیم میکنم

نشونه اول

این کاریکاتور رو آماده کردم تقدیم به خودش وطرفدار  و منتقدینش نظرش باشما...

نشونه دوم:

 یه کلیپ از آخرین اجرا در... آقای فرزاد حسنی واسه دانلود آماده کردم

(کلیک راست کنید گزینه Save Tragt az  رو بزنید) سریع دانلود میشه...  اینجا کلیک راست کنید

نشونه سوم

 یه  کلیپ دیگه از آخرین اجرا در... آقای فرزاد حسنی و خانم... اینجا کلیک راست کنید

نشونه چهارم

نظرای خوبتون که از این به بعد ظاهرا با نام بگو تا بگم کلید می خوره...

  نشونه پنجم 

از طرف خودم و همه بر بچ ورود خورشید عزیز رو به جمع مون تبریک می گم

 

سلام!

آمدم یه خبر بگیرم یه خبر بدم و...

حال و احوال که مشخصه کاملا نزولی...

فقط یه چیز اونم اینکه خدایی خیلی سخته بتونی نظر همه ۲۷ عضو یه کلوپ رو در مورد نوع قالب وبلاگ شون+ مون جلب کنی ( منم بی یارو یاور) فکر کن!

فکر کردم محتوا مهمتر باشه ولی خوب ظاهر خیلی عادی هم خوب نیست فعلا با یه قالب عادی بروز کردم اگه کسی دلش بحال وبلاگ مون سوخت و طرح نوعی داشت عنوان کنه

بابا حداقل نظرتون رو که میتونید بگید...

اگه هم خدایی نکرده چش وگوش شیطون کرد قالب خوشکی چشتون رو گرفته خوب لینک بزارین...

 

 
images/20071122/original.jpg
 
بهزاد: امروز پنجشنبه 11 ذیقعده سالروز ولادت امام هشتم، امام رضا(ع) است، امام بزرگواری که زهد اخلاقی وی موجب شد نه تنها در مدینه بلکه در سراسر دنیای اسلام به عنوان شخصیتی محبوب از خاندان پیامبر اسلام شناخته شده و مورد احترام قرار گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر ، ابوالحسن علی بن موسی (ع) ملقب به "رضا" امام هشتم است، کنیه آن حضرت ابوالحسن و چون حضرت امیر نیز ملقب به ابوالحسن بوده است حضرت رضا را ابوالحسن ثانی گفته اند. مشهورترین لقب ایشان "رضا" بوده است. از دیگر القاب آن حضرت رضا، صابر ، رضی و وفی است. در مورد اعطای لقب رضا به امام هشتم آمده است : بدان جهت آن حضرت را رضا نامیدند که او از خدا در آسمانش رضا بود و برای پیامبر و ائمه نیز در زمین رضا بود و نیز گفته اند چون مخالف و موافق گرد آن حضرت بودند وی را رضا نامیدند. همچنین گفته اند چون مأمون بدان حضرت ، رضایت داد وی را رضا گفته اند.

شخصیت علمی و اخلاقی آن بزرگوار

شخصیت ملکوتی و مقام شامخ و زهد اخلاقی حضرت رضا و اعتقاد شیعیان به او سبب شد نه تنها در مدینه بلکه در سراسر دنیای اسلام به عنوان بزرگترین و محبوبترین فرد خاندان رسول اکرم (ص) مورد قبول عامه باشد و مسلمانان او را بزرگترین پیشوای دین شناسند و نامش را با صلوات و تقدیس ببرند.
بیست و چند سال نداشت که در مسجد رسول الله به فتوی می نشست. علمش بسیار و رفتارش پیامبرگونه و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام می شد.
کسی را با عمل و سخن خود نمی آزرد، تا حرف مخاطب تمام نمی شد سخن خود را قطع نمی کرد. هیچ حاجتمندی را مأیوس باز نمی گرداند. در حضور مهمان به پشتی تکیه نمی داد و پای خود را دراز نمی کرد. هرگز به غلامان و خدمه دشنام نداد و با آنان می نشست و غذا می خورد. شبها کم می خوابید و قرآن بسیار می خواند. شبهای تاریک در مدینه می گشت و مستمندان را کمک می کرد......

دلیل های تحمیل ولایتعهدی به امام رضا

- پس از قتل امین ، برادر مأمون، اوضاع عراق و شام سخت آشفته بود و در میان بنی عباس فرد برجسته ای که مورد قبول و رضایت همگان باشد وجود نداشت.
در یمن، کوفه، بصره ، بغداد و ایران عامه مردم از زمان منصور به بعد، انتظاری که از خلافت بنی عباس داشتند در نیافتند زیرا مردم تشنه عدل و داد و اسلام واقعی بودند از این رو چشمها و دلها نگران و منتظر خاندان علی (ع) بودند و امیدها و آرزوهای خود را به افراد برجسته و متقی این خاندان بسته بودند.
فضل و مأمون با مشاهده اوضاع نابسامان شهرهای مهم و شورش مردم (مانند قیام ابوالسرایا در کوفه و علوی دیگر در یمن) به این نکته پی برده بودند و می خواستند با انتخاب فرد برجسته و ممتازی از خاندان علی به ولیعهدی رضایت مردم را به خود جلب کنند و پایه های خلافت مأمون را مستحکم سازند به همین جهت مأمون در سال 200 قمری بنا به گفته طبری رجا بن ابی الضحاک و فرناس خادم (در بعضی از روایات شیعی یاسر خادم) را به مدینه فرستاد تا علی بن موسی بن جعفر و محمد بن جعفر (عموی حضرت رضا) را به خراسان ببرند.
- در روایات شیعه آمده است که مأمون به حضرت رضا نوشت تا از راه بصره و اهواز و فارس به خراسان بروند نه از راه کوفه و قم و دلیل این امر را کثرت شیعیان در کوفه و قم ذکر کرده اند زیرا مأمون می ترسید شیعیان کوفه و قم به دور آن حضرت جمع شوند. این مؤید آن است که عامل فراخواندن حضرت رضا به خراسان عاملی سیاسی بوده و مأمون می ترسیده کثرت شیعیان در کوفه و قم سبب شود که آن حضرت را به خلافت بردارند و رشته کار به کلی از دست مأمون خارج شود.

حدیث سلسلة الذهب

مشهور است به هنگام ورود حضرت رضا (ع) به نیشاپور طالبان علم و محدثان گرد آن حضرت که بر استری نهاده بود جمع شدند و از ایشان خواستند که حدیثی بر آنها املا فرماید.
حضرت حدیثی بطور مسلسل از آباء طاهرین خود رسول الله (ص) و جبرئیل از قول خداوند روایت کرد که «کلمه لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی» یعنی کلمه توحید با لا اله الا الله حصار و باروی مستحکم من است و هر که به درون حصار من رفت از عذاب من در امان مانده.
این حدیث به جهت مسلسل بودن آن از ائمه اطهارتا حضرت رسول به سلسلة الذهب معروف شده است و درباره اینکه چرا آن حضرت این حدیث را املا فرمود باید گفت که این اقدام نوعی دعوت به وحدت کلمه و اتفاق بوده است زیرا اساس و مدخل آن این است که معتقدان به خود را از هرگونه تشویش و عذابی در امان می دارد و مسلمانان باید با توجه به آن در درون حصار و باروی اسلام از اختلاف کلمه بپرهیزند و مدافع آن حصن در برابر تهاجم خارجی باشند و از دشمنی و مخالفت بر سر مسائل فرعی دوری گزینند.

شرایط پذیرش ولایتعهدی از سوی امام

امام رضا پس از نیشابور به طوس و از آنجا به سرخس و سپس به مرو که اقامتگاه مأمون بود رفت. به روایت عیون اخبار الرضا مأمون نخست به آن حضرت پیشنهاد کرد خود خلافت را قبول کند و چون آن حضرت امتناع کرد و در این باب صحبتهای زیادی میان ایشان رد و بدل شد و سرانجام پس از دو ماه اصرار و امتناع ناچار ولایتعهدی را پذیرفت به این شرط که از امر و نهی و حکم و قضا دور باشد و چیزی را تغییر ندهد.
علت مقاومت امام این بود که اوضاع را پیش بینی می کرد و بر او مسلم بود رجال دولت که عادت به لاابالی گری و درازدستی عهد هارون الرشید کرده اند زیر بار حق نخواهند رفت و او قادر به انجام قوانین الهی نخواهد بود.
مأمون پس از آنکه آن حضرت ولایتعهدی را پذیرفت امر کرد تا لباس سیاه که شعار عباسیان بود ترک شود و درباریان و فرماندهان و سپاهیان و بنی هاشم همه لباس سبز که شعار علویان بود بپوشند. خود نیز جامه سبز پوشید و نام امام را زینت بخش درهم و دینار کرد و مقرر داشت که در همه بلاد اسلام بر منابر خطبه به نام امام خوانده شود.
و امروز بارگاه ملکوتی امام هشتم شیعان در مشهد مقدس، میعادگاه عاشقانی است که به شوق نزدیکی هر چه بیشتر به خالق خویش در این مکان گرد هم آمده، در جوار محبوب خویش به راز و نیاز با خدا می پردازند.
ولادت امام رضا را به نوبه خودم به تمامی بچه های کلوپ هفت نشونه تبریک میگم

آخرین برگ زرد و نارنجی نیز رقص کنان درخت را تنها میگذارد و دل به باد میدهد و میرود.درخت آرام به تماشا مینشیند و به آخرین رفیق تنهایی اش می اندیشد و با خود میگوید او نیز رفت.او می رنجد  از دست باد .باد که با افسونگری خود زمزمه در جان برگ ها میکند. آنها را تسخیر میکند. و سپس..................

درخت از بی وفایی یاران تک و تنها با تمام دنیا قهر میکند. او میترسد میترسد دیگر زمانه با دوستانی جدید برای آشتی نیاید. او سالهاست که با این ترس در شورزار وحشت به سر میبرد . او دیده است که چگونه دوستانش به دست تیغ تیز تبر باغبان میمیرند . او میترسد. او تا زمانی که دوستانی تازه پیدا کند از کابوس های شبانه از خواب میپرد و باد در میان او میپیچد و او را به سخره میگیرد و به او میخندد. درخت میرنجد . میگرید. باران آرام روی گریان او را میشوید . دست نوازش بر سر او میکشد . او را به فردا یی نوید میدهد . فردایی با دوستانی سبز . اما در دل از کار خود پشیمان است . هیچوقت این دوستان با او نمی مانند و او باز تنها میشود .

 چه باید کرد . درخت از سرنوشت خود گله دارد . چرا چنین دوستانی هم پای او میشوند . او

به سرو غبطه میخورد . باد با تمام تلاش نمیتواند دوستان او را از او بگیرد .  او همیشه سبز

است . درخت رو به آسمان میکند خدایا دیریست که از بی وفایی یاران رنجیدیم . سالهاست

هنگام سختی یاران تنهایم میگذارند. اما سرو را ببین . من میخواهم مثل او باشم . وقتی

خورشید طلوع کرد باغبان با آن تبر همیشگی به سراغ او آمد . گفت : عمرت به پایان رسید

میخواهم تو را قطع کنم و جای تو سرو بکارم . متاسفم دوستم . درخت رنجید. اما خندید. جای

او سروی همیشه سبز خواهد بود . او با هر ضربه تبر اشکی ریخت . اشکی از سر شوق .

او درد میکشید. اما دردی لذت بخش .

این بار که باد بیاید دست خالی خواهد رفت .

Image and video hosting by TinyPic

برای رسیدن به بعضی چیزها باید از خیلی چیزهای دیگر گذشت.