جشن نوروز يکي از استوارترين و زيباترين سنت ها

شكفتن شكوفه‏ ها، سرسبزي طبيعت، باران رحمت الهي، سرزندگي و نشاط كودكان، اميد مردمان به زندگي بهتر در سال آينده و سالهاي آينده، آرزوي زندگي در فضاي آكنده از برادري  صميميت و صلح پيام نوروز و خصلت بهار است.

نوروز جشني به درازي تاريخ تمدن بشري است. اين تاريخ نيست که نوروز را روايت مي کند بلکه نوروز است که تاريخ را در دامان خويش پرورده است. نوروز اين ايراني ترين جشن ايرانيان در پيش است آمده است تا غبار کهنگي و ماندگي به جاي مانده از سرما و زمستان را از چهره ها بزدايد و شکوفه لبخند را بر لبها و نهال اميد را در دل ها بارور سازد. انتظار نوروز بس خوشايندتراز خود اوست.

نوروز نماد هويت ملت ايران است و در پيوند يافتن با دين اسلام و مذهب تشييع همچنان پس از گذشت 1400 سال حضور سرافراز اسلام در ايران اين نماد ملي همچنان باقي مانده است" نوروز داستان زيبايي است که در آن طبيعت ، احساس و جامعه هر سه دست اندر کارند. نوروز... از آن رو هست که يک قرار داد مصنوعي اجتماعي و يا يک جشن تحميلي سياسي نيست، جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن و سرشار از هيجان هر آغاز.

نوروز اين قابليت را دارد که روز نو، روزيِ نو، سال نو و انساني نو ايجاد کند. نوروز پيوند ما با گذشته وريشه هاي ماست " نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست، نياز ضروري جامعه، خوراک حياتي يک ملت نيز هست...

کلکسیون فوق العاده ها

موضوع انشاء : فوق العاده ترین های سال ۱۳۸۶ را نام ببرید...

 

 فوق العاده ترین بازیگران...

                                                                فوق العاده ترین جوک ها یا sms...

                                     فوق العاده ترین شعر...

    فوق العاد ه ترین وبلاگها...

                                                  فوق العاده ترین فیلم یا سریالها...

            فوق العاده ترین تاریخ تقویم...

                                                                                            فوق العاده ترین خبر...

                                 فوق العاده ترین تصویر...

فوق العاده ترین کتاب یا مجله سال...

                                                                فوق العاده ترین ترانه ها...

               فو ق العاده ترین ها در این وبگاه...

                                                                                           فوق العاده ترین برنامه رادیویی

          و غیره با شما...

زیبا سلام...من را می شناسی؟

سلام فوق العاده ها...

من ،ستاره خانوم، تازه این اولین پستم رو تو این وبگاه میگذارم...نمیدونم دوست دارین یا نه ....ولی یه شعر از فریدون مشیریه....

تا بعد ببینیم اگه فرصت شد بازم بیام....

از همان روزي كه دست حضرت قابيل.... گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از همان روزي كه فرزندان آدم ....زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
آدميت مرد
....گرچه آدم زنده بود
از همان روزي كه يوسف را به چاه انداختند
ازهمان روزي كه با شلاق و خون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود
بعد دنيا هي پر از آدم شد و اين آسياب گشت وگشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
اي دريغ....
...آدميت برنگشت
قرن ما روزگار مرگ انسانيت است
سينه ي دنيا ز خوبي ها تهي است
صحبت از آزادگي ،پاكي ،مروت ابلهي است
صحبت از عيسي و موسي و محمد نا به جاست
من كه از پژمردن يك شاخه گل..... از فغان يك قناري در قفس.......
.....از نگاه ساكت يگك كودك بيمار.....از غم مردي در زنجير حتي قاتلي بر دار
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
وندر اين ايام زهر اشك و خونم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم.....
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي جنگل را بيابان مي كند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان مي كند
هيچ حيواني به حيواني مي دارد نظر
آنچه اين نامردمان با جان انسان مي كنند.....
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل ،در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
در كويري سوت و كور ...
در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور...
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانيت است ...

همین ...دیگه دیگه....آره خوب...تموم شد...خداحافظ...

اتفاق نو و محمد بخشايش

محمد بخشایش دررادیو از آن آدمهاست که حضورش اصلا خنثی نیست . آدمهایی مثل او که در مسیر آزمون و خطا قدم بر می دارند ، همان هایی هستند که اعتقاد دارند در رسانه رادیو هنوز هم می توان زوایای جدیدی کشف کرد و جریان ساز شد . تلاش محمد طی سال های گذشته هم برای خودش اعتبار آورد و هم برای رادیو کار ساز بود . بر اساس ذهنیت همیشگی مان بابت آیتم هایی که بخشایش می سازد ، گفتگو یمان با او از بحث آیتم سازی شروع شد و سپس به سراغ محورهای دیگری رفتیم . قبل از ورود به گفتگو از او خواستیم تا به سبک و سیاق خودش و محمد بخشایشی !! به سوالات جواب دهد.
 
خیلیها آیتم سازی رو تخصص اصلی تو می دونن . اصلا می خوام بدونمآیتم ساز تو رادیو یه شخصیت حقوقی  به حساب می یاد و می شه اونو کنار سر دبیر ، گوینده یا تهیه کننده جزو عوامل و ارکان یه برنامه رادیویی دونست یا نه ؟
بله ، می شه . آیتم ساز تو تعریف حرفه ای کسیه که با استفاده از سه عنصر اصلی رادیو یعنی کلام ،
موسیقی و افکت سعی می کنه تو کوتاه ترین زمان ممکن حرفشو بزنه و به هدفش برسه . آیتم سازی یه حرفه تلقی می شه و به همین خاطر مسوولان یه برنامه یا سر دبیر و تهیه کنننده اون ، به آیتم ساز سفار ساخت آیتم می دن .
یعنی برای هر برنامه ای بودجه ای به تو داده می شه تا فردی مثل تو آیتم بسازه ؟
بله .
با این حساب پس رادیو مثل یه بازارچه است که توش تو هم یه غرفه داری و با آیتم سازی درآمد کسب می کنی !
شاید لفظ بازارچه درست نباشه اما صورت کلی  ، همون چیزیه که شما گفتی ! رادیو از سه سال پیش حرکت جدیدی رو شروع کرد که به نفع رسانه تموم شد . این حرکت استفاده از هر کسی  تو تخصص خودش بود که در حقیقت حصارها رو برداشت .
چرا با لفظ بازارچه مخالفی ؟
چون کار رادیو ، فرهنگیه . از طرف دیگر تو بازارچه پول حرف اولو می زنه ، اما تو رادیو پول حرف آخرو می زنه . در حقیقت عوامل رادیو تقریبا با همت عالی کار می کنن !
تو رادیو اتاق داری ؟
بله ، یه اتاق کوچولو
تو جزوعوامل شناخته شده رادیو هستی ، پول آیتم سازی باعث نشده شرایط بهتری  داشته باشی ؟
من ماه های طولانی درگیر ساخت آیتم بودم و تمام وقتم به کار زمان بری مثل آیتم سازی خلاصه می شد .
یعنی به عنوان یه عضو رادیو حقوق پایه نداری ؟
نه . من از بابت رادیو هر پروژه ای که انجام بدم و هر سفارشی که بگیرم ، درآمد دارم و از حقوق ثابت یا به قول شما پایه خبری نیست .
یعنی اگه تو یه ماه به مسافرت بری یا زبونم لال مریض بشی و نتونی با رادیو همکاری کنی ، عملا حتی یه ریال هم به عنوان حقوق پایه نمی گیری ؟
دقیق همین طوره !
این وضعیت احتمالا باعث می شه که سعی کنی آیتمای خوب بسازی و تو بورس بمونی . اصلا شاید همین مساله باعث شد که محمد بخشایش خلاقیت زیادی از خودش بروز بده و آیتم ساز موفقی بشه .
یه وقت سوء تفاهم نشه ! من اولین کسی نیستم که آیتم ساختم  . یادم هست سال ها پیش تو صبح جمعه با شما مرحوم منوچهر نوذری آیتم می ساخت و از ابیاتی که خواننده ها اجرا کرده بودن ، برای جواب دادن به سوالات نا مربوط استفاده می کرد و برنامه اش هم خوب گرفته بود . من سه ، چهار ساله آیتم می سازم و با توجه به ظهور نرم افزاری کامپیوتری هم تولید و تنوع آیتما بیشتر شده و هم سرعتش بالا رفته . قبلا برای ساخت آیتم باید به استودیو می رفتم و کار کردن وتو استودیو هم سخت بود و هم زمان زیادی می برد ، اما الان می شه حتی تو منزل هم به لطف این نرم افزارا تو زمان نسبتا کوتاهی آیتم ساخت .
اما نسبت به گذشته یه مشکل هم وجود داره و اونم این که تو این دوره و زمونه خیلیا آیتم می سازن و رقابت شدید شده .
بله ، این اتفاق هم افتاده و به همین خاطر کسی موفق می شه که تو کارش هدف و حوصله داشته باشه و ضمنا به روز جلو بره . آیتم در حقیقت یه برنامه کوچیک محسوب می شه که قراره تو دل
برنامه های دیگه جا بگیره و علاوه بر اون که دنبال یه مفهوم کلیه ، اهداف لحظه ای رو هم برای مخاطب برآورده کنه .
گفتی حتی تو خونه هم می شه آیتم ساخت . خودت بیشتر تو خونه آیتم می سازی یا تو اتاقی که رادیو بهت داده ؟
معمولا بیشتر تو اداره این کارو انجام می دم . تو خونه برای من آیتم می سازن و تو اداره ، من برای دیگران ! سوژه آیتمای خونه ، این سوژه هاست که چرا دیر اومدی ؟ چرا زود رفتی و ....! وقتی به خونه می رسم ، این آیتما کاملا آماده شده . راستی یه چیز دیگه : آیتمایی که من می سازم حداکثرده ، دوازده هزار تومن قیمت دارن ، اما آیتمایی که تو خونه برای من ساخته شده ، حداقل سی ، چهل هزار تومان برام آب می خوره !
ساخت آیتم به جز فرم و شکل اون قطعا به مواد اولیه هم نیاز داره . یعنی مجبوری یه بانک اطلاعاتی قوی داشته باشی ، برای رسیدن به صداهای مختلف ، از مصاحبه ها گرفته تا برنامه های مختلف رادیو تلویزیون و ترانه ها چی کار می کنی ؟
من از هفت ، هشت سال پیش تریح دادم هر صدایی که قابلیت شنیده شدن داره رو برای خودم جمع کنم. الان یه آرشیو شخصی دارم و تمام صداهارو روی کامپیوترم قرار دادم و اونارو بر اساس موضوعاشون دسته بندی کردم . در گذر زمان صداها و موضوعای جدیدی به آرشیو اضافه می کنم و گاهی اوقات حجمی از آرشیومو کنار می ذارم .
یه سوال دیگه همیشه برام مطرح بوده :می خوام بدونم تو بر اساس داشته های آرشیوت آیتم می سازی یا بر اساس آیتمی که قراره بسازی ، تو آرشیوت دنبال صداهای مناسب می گردی ؟
اکثر مواقع موضوع آیتم انتخاب می شه و من به فکر استفاده از صداهای مربوط و مناسب می افتم . بعضی اوقاتم پیش اومده که صداهای موجود اونقدر جذاب بودن که باعث شدن من به فکر آیتم شدن اونا بیفتم یا سعی کم حتما اونا رو تو آیتما خرج کنم . حدود یه سال و نیم پیش تو راهروی اداره یه سی دی پیدا کردم که دور انداخته شده بود . کنجکاو شدم بینم که چیه . وقتی شنیدم ، فهمیدم یکی از قسمتای قصه ی ظهر جمعه است که سالها پیش توسط آقای رهگذر اجرا می شد و سوژه اش هم داستان رستم و سهراب بود . اون قصه و اون صدا برای من و خیلیای دیگه خاطره سازه . گرچه زمان اون سی دی نیم ساعت بود اما الان من یه سال و نیمه دارم با اون قصه ، به آیتمایی که می سازم پر و بال می دم و تو اغلب آیتمایی که می سازم ، رد پای رستم هست .
تا حالا دچار خستگی و بی انگیزگی  نشدی ؟ منظورم تو کار ساخت آیتمه ؟
نه ، آیتم سازی برام لذت بخشه ، به شرطی که بعضی سفارشا بوی تکرار شدن نگرفته باشن .
تو ساخت آیتم بر اساس متن پیش می ری یا همه چیزبر اساس خلاقیت و تصادف و ذوق پیش می ره ؟
حتما بر اساس صداها و امکاناتم سناریو می نویسم و بعد به ساختش فکر می کنم . از تصادف خبری نیست . ذوق و خلاقیتی که شما می گبن هم تو استفاده از امکانات و صداها خودش رو نشون می ده .
به عنوان آخرین سوال در مورد آیتما می خوام بپرسم تا حالا پیش اومده کسی به خاطر اینکه تو آیتمات از صداش استفاده کردی ، ناراحت و دلخور بشه ؟
بله ، این اتفاق بیشتر در مورد خواننده ها افتاده . مثلا مجتبی کبیری عکس العمل نشون داد .
امیر حسین مدرس هم ناراحت بود . علیرضا افتخاری خودش چیزی نگفت اما هواداراش با رادیو تماس گرفتن و خواستن که با آثار اون تو آیتما شوخی نکنیم . واحد مرکزی خبر هم به خاطراستفاده از صدای گوینده ها به ما اعتراض کرد !
فکر می کنم عبارت آقای خبر و خانم  خبر  رو هم تو وارد  آیتما کرده باشی .
شما لطف دارین !
خب از بحث آیتما خارج بشیم و بپرسیم جز آیتم سازی الان به چه کاری مشغول هستی ؟
 ساعت هفت تا هشت هر شب ،رادیو ایران برنامه کوچه ترانه ، پلاک 19 رو هم تهیه می کنم و هم سر دبیری .
یکی از سوالاتی که چند ماهه شنونده های رادیو جوان هم با اون درگیر هستن ، اینه که چرا محمد بخشایش از رادیو جوان جدا شد ؟
دنبال تجربه های جدید بودم . فضای رادیو جوان برام دیگه دلچسب نبود احساس کردم مدل و سبکی که من براش کار می کردم همه گیر شده . البته از کسی خرده نگرفتم و نمی گیرم ، اما احساس کردم خودم باید به شبکه دیگه ای برم . از طرف دیگه از همون اول برای ورود به رادیو ،عاشق
تهیه کنندگی بودم و تو رادیو جوان شرایط مناسب به وجود نمی اومد که بتونم تهیه کننده باشم و به آرزوم برسم .
به عنوان سردبیر کوچه ترانه چه حجمی از متنارو خودت می نویسی ؟
حدود هفتاد درصد از متنارو خودم می نویسم
یکی از نقاط قوت کارنامه حرفه ای تو ، سر دبیری برنامه هفت ترانه تو رادیو جوان بود که برنامه جذاب و پرشنونده ای بود و حتی احساس می شه جزو معدود برنامه هایی بود که علاوه بر جذابیت ، داره به طرح و مشکلات موسیقی پاپ هم کمک می کنه ، چطور شد از اون برنام جدا شدی ؟
تو رادیو تغییر مدیریتا باعث می شه مدیران جدید از عواملی استفاده کنن که عملکردشون با نظرات اونا همسوتره .
اما بالاخره نظر مخاطب هم مهمه و باید به یه برنامه پرطرفدار احترام گذاشت !
در گروه فرهنگ و جوان تغییر و تحول ایجاد شد و من حق می دم که مدیریت جدید تو برنامه ها دست به تغییر و تحول بزنه . شاید مدیر جدید گروه دوست داشت برنامه هفت ترانه بیشتر به صورت تئوریک به مسایل موسیقی بپردازه و برنامه سطح بالاتری بسازه .
چند هفته برنامه هفت ترانه با سر دبیری تو پخش شد ؟
حدود بیست و پنج برنامه ، یعنی نزدیک به شیش ماه .
از نظر خودت کوچه ترانه چقدر به هفت ترانه ای که سر دبیرش بودی ، شباهت داره ؟
کوچه ترانه شبیه هفت ترانه نیست اما محور هر دو برنامه موسیقیه . توی کوچه ترانه دنبال ایجاد ارتباط مجازی بین مردم هستم و موسیقی این ارتباط رو به وجود می یاره . برنامه هم هر روز مهمون یه شهریا شهرستانه .
بدون شک محمد بخشایش این توانایی رو داشته که مخاطبای خودشو از شبکه جوان به رادیو ایران ببره . از مخاطبای قذیمی خودت خبر داری ؟
مردم به من خیلی لطف داشتن و دارن ، مدل برنامه ای که تو هفت ترانه بهش نزدیک شدیم ، باعث شد خیلیا جذب ما بشن . درصد عمده ای از اونا هم الان طرفدار کوچه ترانه هستن و به قول معروف رادیو ایران مهمونای زیادی از شبکه جوان داره که هر شب کوچه ترانه رو گوش می دن . یکی از اتفاقای خوبی که برای کوچه ترانه رخ داد تاسیس وبلاگ بود که فکر نمی کنم تا حالا برای
 برنامه های دیگه رادیو ایران انجام شده باشه .
با تمام این حرفا فکر می کنم نقطه طلایی محمد بخشایش به عنوان سر دبیر هنوزم که هنوزه برنامه هفت ترانه باشه .
ما آدم تمام وقت رادیو هستیم و کارای زیادی تو این رسانه انجام می دیم . به همین خاطر فقط یه نقطه طلایی نداریم و ممکنه نقاط طلاییه زیادی داشته باشیم . قبول دارم که تو یه مقطع خاص ، هفت ترانه نقطه طلاییه من بود اما الان کوچه ترانه رو هم برای خودم نقطه طلایی می دونم .
تو با شیوه و ریتم و فضای تازه ای که تو آیتم سازی به وجود آوردی ، یکی از آدمای جریان ساز رادیو بودی . نمی خوای یه جریان تازه به وجود بیاری ؟
تو فکر یه حرکت جدید هستم اما درگیریام اونقدر زیاده که تا حالا نتونستم فکرمو به عمل برسونم . اما پیش بینی می کنم از نوروز امسال با رادیو ایران یه حرکت تازه رو تجربه کنم .
متولد چه سالی هستی ؟
17 شهریور 57 ، تو تهران به دنیا اومدم و متاهل هستم .
همسرت تو رادیو کار می کنه ؟
نه ، همسرم شاغل نیست .
 
چند ساله ازدواج کردی ؟
چهار سال .
با توجه به این که صبحا تو برنامه سلام ایران هستی و شبا تو کوچه ترانه ، تو این فاصله این دو برنامه به خونه سر می زنی ؟
نه ، چون گرفتاریه کوچه ترانه خیلی زیاده . من یه هفته در میون روزی پونزده ، شونزنده ساعت تو رادیو کار می کنم . خیلی کم پیش می یاد که در طول روز به خونه سر بزنم .
 
این مصاحبه برگرفته شده از :
مجله ی اتفاق نو – شماره ی 79 – نیمه دوم بهمن ماه