وزن دعای پاک وخالص

لوئیزردن زنی بودبالباسهای کهنه ومندرس ونگاهی غم بارواردخواربارفروشی محله شدوبافروتنی ازصاحب مغازه خواست تاکمی خوارباربه اوبدهد.به نرمی گفت که شوهرش بیماراست و                 نمی تواندکارکندوشش بچه شان بی غذامانده اند.

جان لانگ هاوس (صاحب مغازه)بابی اعتنایی نیم نگاهی به اوانداخت وتوجهی نکردوباحالت بدی سعی کردکه اورابیرون کند.زن نیازمنددرحالی که اصرارمی کردگفت:اقاشمارابه خداقسم میدهم به محظ اینکه بتوانم پولتان رابیاورم.جان لانگ گفت:نسیه نمی دهم!

مشتری دیگری که کنارپیشخوان ایستاده بودوگفت وگوی آن دورامی شنیدبه مغازه دارگفت:ببین این خانم چه می خواهد.خریداین خانم بامن!

خواربارفروش گفت:لازم نیست.خودم میدهم.لیست خریدت کو؟

لوئیزگفت:اینجاست...

جان گفت:لیستت رابگذارروی ترازوبه اندازه ی وزنش هرچه خواستی ببر!!!

لوئیزباخجالت یه لحظه مکث کرد.ازکیفش تکه کاغذی درآوردوچیزی رویش نوشت وآن راروی کفه ی ترازوگذاشت.همه باتعجب دیدندکه کفه ی ترازوپایین رفت.خواربارفروش باورش نمیشد.مشتریهاازسررضایت خندیدند.

مغازه دارباناباوری شروع به گذاشتن جنس درکفه ی دیگرترازوکرد.کفه ی ترازوبرابرنشد.آنقدرچیزگذاشت تاسرانجام کفه هابرابرشدند!

دراین وقت خواربارفروش باتعجب ودلخوری تکه ی کاغذرابرداشت تاببیندروی آن چه نوشته است.کاغذلیست خریدنبود.دعای زن بودکه نوشته بود:

ای خدای عزیزم توازنیازمن باخبری.خودت آن رابرآورده کن!!!!

احساس میکنم خیلی جالبه که وقتی یه نوشته ای روم تاثیرمیذاره اونوواسه بقیه بگم.اگه فقط یه نفرم حال منوپیداکنه کافیه!این نوشته ازنشریه ی حدیث زندگی بودکه من تازگی باهاش آشناشدم وتوصیه میکنم اگه فرصت دارین یه نگاهی بهش بندازین!مطمئنم ضررنمی کنین.

مراسم اختتامیه فیلم فجربه روایت تصویر!

        

        

       

تولدتون مبارک

امانت خدابرزمین مانده بود.ادمیان می گذشتندبی هیچ باری برشانه هایشان.

خداپیامبری فرستادتابه یادشان اورد قول نخستین وبیعت اولین را.

پیامبرگفت:ای ادمیان.ای ادمیان این امانت ازان شماست.بردوشش کشید.

این همان است که زمین واسمان راتوان بردوش کشیدنش نیست.

پس به یاداوریدانسان راودشواری اش را.

اماکسی به یادنیاورد.

پیامبرگفت:عشق است.عشق است.عشق است که برزمین مانده است.

مجال اندک است وفرصت کوتاه.

شتاب کنیدوگرنه فرصت عاشقی می گذرد.اماکسی به عشق نیندیشید.

پیامبرگفت:انچه نامش زندگی است نه خیال است ونه بازی.امتحان است.

وتنهاپاسخ به ازمون زندگی زیستن است.زیستن!

اماکسی ازمون زندگی راپاسخ نگفت.

ودراین میان کودکی که تازه پابه جهان گذشته بودبالبخندی پیامبرراپاسخ گفت.

زیراپیمانش راباخدابه یادمی اورد.

ان گاه خداگفت:به پاس لبخندکودکی جهان راادامه می دهیم!

                          (عرفان نظراهاری)

انقدرلیلی عزیزقشنگ نوشته بودکه دوست نداشتم دیگه من بنویسم امادیدم واقعابی انصافیه تبریک نگم همچین روزی روبه کسی که خیلی چیزهابهم یادداده وخیلی خوبی هاروبهم بخشیده!

اقای شریف میخواستم توی  اخرین ساعتهایی که به متولدشدنتون مونده ازتون تشکرکنم که باعث شدین من بایه همچین ادم هایی اشنابشم که تک تکشون درنوع خودشون بی نظیرن!

ویه تشکرخیلی خیلی زیادبکنم ازخودتون که خیلی چیزهاتوی این مدت ازتون یادگرفتم.

وامیدوارم بزرگترین هدیه روازافریدگارمون بگیرین وکاری جزدعاکردن ازدستم برنمیادپس امیدوارم بپذیرینش!

                                       تولدتون هزاران هزاربارمبارک

پاتوق شماره 25 هفت نشونه ای ها . لیلی نام تمام دختران زمین است

این متنی روکه واستون مینویسم ازکتاب( لیلی نام تمام دختران زمین است )نوشته ی خانم عرفان نظراهاری هست ومیخوام تقدیمش کنم به تمام دختران اینجاکه تمامشون لیلی اند.مخصوصابه لیلی ماندگارعزیزکه لیلیش یک کمی ویژه تره!احساس میکنم فقط مخصوص یه گروه خاصی نیست وخوندنش واسه همه میتونه قشنگ باشه.

خدامشتی خاک رابرگرفت.می خواست لیلی رابسازد.ازخوددراودمید

ولیلی پیش ازانکه باخبرشودعاشق شد.سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد.

لیلی بایدعاشق باشدزیراخدادراودمیده است وهرکه خدادراوبدمدعاشق می شود.

لیلی نام تمام دختران زمین است.نام دیگرانسان

خداگفت:به دنیایتان می اورم تاعاشق شوید.ازمونتان تنهاهمین است:عشق

وهرکه عاشق ترامدنزدیک تراست.پس نزدیکترایید  نزدیکتر

عشق کمندمن است.کمندی که شماراپیش من می اورد.کمندم رابگیرید.

ولیلی کمندخداراگرفت.خداگفت:عشق فرصت گفتگواست.گفتگوبامن.بامن گفتگوکنید.

ولیلی تمام کلمه هایش رابه خداداد.لیلی هم صحبت خداشد.

خداگفت:عشق همان نام من است که مشتی خاک رابدل به نورمی کند.

ولیلی مشتی نورشددردستان خداوند

ختم قرآن                                    ...                        پاتوق 7 تایی ها شماره19

بسم ا...الرحمن الرحیم

فاقرء واماتیسرمن القران(مزمل-۲۰)

پس هرچه میسرشودازقران بخوانید!

به مناسبت ولادت حضرت فاطمه ی زهراوگرامیداشت مقام زن ختم قرانی درمحیط وبلاگها

برگزارمیشود.هرکسی که دوست داره توی این کارنیک گروهی شرکت کنه.لطفاهرچه سریع

تراعلام امادگی کنه وباپذیرفتن خواندن چندصفحه ازقران مجیددرروزولادت درثواب این کار

شریک بشه!

                       

دوستان امادگی خودتونوتوی نظرات همین پست اعلام کنین واگه خدابخواددرروزسه شنبه

اسامی روبه همراه صفحاتی که بایدخونده بشه حتمااعلام می کنم.

(میترا)

آشنای قرن هاوقرن هاصدایم رامی شنوی؟

قال المهدی(عج ا...):اناخاتم الاوصیاء وبی یدفع الله البلاء عن اهلی وشیعتی

من اخرین اوصیایم وخداوندبه واسطه ی من بلاهاراازخاندان وشیعیانم برطرف می کند.

 اشنای قرن هاوقرن ها!اشنای زمین وزمان!صدایم رامی شنوی؟

من ازاین جا ازاین کنج خلوت هزاره ی رنگ هاورنج هاباتوسخن می گویم.

من ازاینجا ازمیان این همه های وهوی این همه دلواپسی.دلنگرانی.دلتنگی.دلسردی.دلبستن ها

ودل کندن هاباتوسخن می گویم.

می خواهم باتوازدرداین زمین صبورومنتظربگویم.زمینی که باصبروانتظارش جای جای این کهکشان

راوجب به وجب باتمام هیبت وعظمتش به دنبال اشنایی می گردد.

می خواهم باتوازبغض ناشناخته ی این اسمان درافتابی ترین روزهابگویم

وقتی حتی بهانه ی باریدنش ابرراگم می کند.

ازدل هایی که دراوج سرمستی ودلخوشی بهارهم جای خالی کسی سایه ی تیره ی بغض

وبهت رامهمان قلب هایشان می کند.

ازانتظارپنهان شده درنازوکرشمه ی نرگس ها!

ازبی تابی مجنون ترین لیلی ها

ازنگاهی که می جویدت چشم به چشم

ازقلب هایی که درهجوم سردوحشت.اغوش گرم مامنی راطلب می کنند.

ازچه دیگرمی توان گفت؟!

وقتی درهزاره ی رنگ هاورنج هاهم نبض خسته ی زمان به امیدوانتظاراشنایی می تپد

وطبیبی که التیام بخش تمام دردهای زمان وزمانه است.

ای پیداوپنهان!خوب من!درانتظارت هستیم...

رسول اکرم فرمودند:افضل اعمال امت من انتظارفرج است ازجانب خداوند

امیدوارم ماهم درزمره ی عاشقان ومنتظران حقیقی ان حضرت قراربگیریم(آمین)